لوگوی ترنسپرنت دایان استارتاپ استودیو

استارتاپ استودیو دایان

معنی ارزش گذاری استارتاپ چیست

ارزش گذاری استارتاپ چیست و چه روش‌هایی دارد؟

یکی از چالش‌های سرمایه‌ گذاری در استارتاپ‌ها که همواره ذهن بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران را مشغول کرده است، بحث ارزش‌ گذاری استارتاپ است. از مهم‌ترین عوامل موفقیت هر استارتاپ، جذب میزان سرمایه مناسب، در زمان مناسب و با شرایط مناسب است. انتخاب روش درست تعیین ارزش استارتاپ در دوام و تکرار چرخه حیات استارتاپ‌ها نقش مهمی را ایفا می‌کند. تعریف ارزش‌ گذاری به زبان ساده، عبارت است از پروسه‌ای که در طی آن ارزش یک استارتاپ مشخص می‌شود و بر اساس آن می‌توان قیمت سهام استارتاپ را در هنگام مذاکره با سرمایه‌گذار خطر پذیر تعیین کرد. در فرآیند راه اندازی یک کسب و کار، شما باید با انواع روش‌ها و مدذل آشنا باشید و بدانید که استارتاپ ها چگونه ارزش گذاری می‌شوند تا با رعایت اصول ارزش‌ گذاری بتوانید در تعیین ارزش استارتاپ خود موفق شوید. در ادامه این نوشته، انواع روش‌های ارزش گذاری و اصول ارزش‌ گذاری استارتاپ بررسی خواهیم کرد.

فهرست مطالب

ارزش استارتاپ شما چقدر است؟

شما به عنوان یک بنیان‌گذار، پیش از جذب سرمایه باید با سرمایه‌گذار بر سر ارزش استارتاپ به توافق برسید. ارزش‌‌ گذاری استارتاپ در فرایند جذب سرمایه بسیار اهمیت پیدا می‌کند، چرا که درصد سهام واگذار شده به سرمایه‌گذار خطرپذیر وابسته به ارزش‌‌ گذاری استارتاپ قبل از جذب سرمایه و میزان سرمایه دریافتی است. بنا براین قبل از این وارد هرگونه مذارکه برای جذب سرمایه شوید، ارزش فعلی استارتاپ خود را به درستی تعیین کنید و براساس آن، به دنبال جذب سرمایه گذار باشید.

اهمیت ارزش‌ گذاری استارتاپ

ارزش‌ گذاری استارتاپ عاملی مهم برای تعیین میزان سهام سرمایه‌ گذار و معیاری برای پیشبرد مذاکرات طرفین است. هنگامی که عبارت ارزش‌گذاری را برای استارتاپ‌ها به کار می‌بریم، منظور هزینه‌ای است که سرمایه‌گذاران و موسسان استارتاپ مذکرات خود را طبق آن جلو می‌برند. اگر در جلسه جذب سرمایه به درستی از ارزش استارتاپ خود آگاه نباشید، ممکن است در هنگام واگذاری سهام به سرمایه‌گذار، بخشی از سرمایه خود را از دست بدهید. با توجه به این موارد، بد نیست تا با انواع روش های ارزش گذاری استارتاپ بیشتر آشنا شویم. 

انواع روش های ارزش گذاری استارتاپ

با استفاده از هر یک از روش‌های ارزش‌گذاری، می‌توان تا حد مطلوبی استارتاپ‌ها را ارزیابی نمود. البته که هرکدام از این روش‌ها، مزایا و معایب خاص خودشان را دارند. بنابراین با شناخت انواع روش های ارزش گذاری می‌توانید تصمیم بگیرید که با توجه به شرایط فعلی، کدام روش برای ارزش گذاری استارتاپ شما کارآمدتر است.  به صورت کلی، ارزش گذاری با استفاده از سه روش کلی کیفی، مبتنی بر داده‌های کسب و کار و روش مبتنی بر بازار انجام می‌شود.

انواع روش های ارزش گذاری استارتاپ ها

روش‌‌های کیفی ارزش‌ گذاری استارتاپ

اگر برای یک استارتاپ نقطه شروع و پایان درنظر بگیریم، از روش‌های کیفی ارزش‌گذاری در مراحل اولیه و ابتدایی استارتاپ استفاده می‌شود.  در این روش‌ شاخص‌های کیفی کسب و کار، به داده‌های کمی تبدیل می‌شوند و با استفاده از این داده‌ها، ارزش استارتاپ را می‌توان تعیین کرد. در ادامه با چند نمونه از روش کیفی ارزش گذاری بیشتر آشنا می‌شویم.

روش ارزش‌ گذاری تجمیع عوامل ریسک (Risk factor summation method)

روش ارزش‌ گذاری تجمیع عومل ریسک روشی نسبی برای ارزش‌ گذاری استارتاپ است. این روش به معنی به حداقل رساندن عوامل ریسک‌های اقتصادی کسب و کار است که به صوت تجربی و عملی انجام می‌گیرد. روش ارزش گذاری تجمیع عوامل ریسک برای استارتاپ‌هایی مناسب است که در مراحل اولیه سرمایه‌گذاری هستند. در این روش استارتاپ بر اساس ۱۱ عامل ريسکی بررسی می‌شود؛ به گونه‌ای که هر چه ریسک‌های استارتاپ بیشتر باشد، ارزش آن کمتر خواهد بود. در ادامه مهمترین عوامل ریسک را باهم بررسی می‌کنیم.

• ريسک مدیریتی

در روند سنجش ارزشمند بودن استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاران و بنیانگذاران باید بتوانند ریسک‌های‌ مدیریتی را کاهش دهند. هدف از کنترل و مدیریت ریسک، تشخیص فرصت برای سرمایه‌گذاری بر روی پتانسیل پنهان یا کمتر آشکار شده است.

• ریسک قانونی

معاملات استارتاپ شما می‌تواند دارای ریسک قانونی یا حقوقی باشد. آگاهی از این ریسک می‌تواند شما را در روند ارزش‌گذاری به طرز قابل توجهی جلو بیاندازد!

• ریسک اندازه بازار

در اندازه‌گیری و محاسبات ریسک بازار باید تغییرات در قیمت‌ سهام، نرخ‌های ارز و تورم را مورد توجه قرار دهید .شاخص‌های اندازه‌گیری ریسک که اولین بار از طریق مطالعات شاخص‌های پراکندگی آماری محاسبه گردیدند، بازار را از طریق سنجه ارزش ارزیابی می‌کنند.

• ریسک نمونه اولیه محصول

اگر محصول در مرحله اوليه رشد باشد، ريسک بسيار بالايی در پی خواهد داشت. از طرفی برای رسيدن به مرحله ارزش‌گذاری ممکن است نياز به سرمايه‌گذاری بسیار زیادی داشته باشد.

• ریسک خروج سرمایه‌گذار

این روزها و با توجه به تورم، سرمایه‌گذاری خیلی سودآور نیست و شاهد خروج حجم بالایی از سرمایه‌ها از کشور هستیم.بی‌ثباتی‌های ارزی، تحریم‌ها و در کل شرایط نامتعادل اقتصادی، موانعی برای ماندگاری سرمایه‌گذاران در فرآیند سرمایه به شمار می‌آید.

• ریسک رقابتی

يکي از ریسک‌هایی که به عنوان معيار ارزش آفرین در فرآیند ارزش‌گذاری استارتاپ مورد توجه قرار گرفته، رقابت در بازار است.به طور کلی ریسك رقابت در بازار می‌تواند به میزان قابل توجهی سایر ریسك‌ها و سیاست‌های مالی یك شرکت را کاهش دهد.

• ریسک مقیاس‌پذیری

طبق داده‌های تحقیقاتی، حدود ۷۴درصد از استارتاپ‌ها به‌دلیل مقیاس‌پذیری زودهنگام و نادرست شکست می‌خورند. در روند ارزش‌ گذاری استارتاپ‌ ها، سرمایه‌گذاران و بنیانگذارا‌‌ن باید از وضعیت مقیاس‌پذیری استارتاپ آگاه باشند. موضوع ریسک مقیاس‌پذیری در استارتاپ‌ها موردتوجه سرمایه‌گذاران و کارآفرینان بوده است.

• ريسک مدل درآمدی

مدیریت ریسک درآمدی در قراردادها، برای سرمایه‌گذاران از موارد پراهمیت است که به آن‌ها در زمینه مشارکت یا عدم مشارکت در ارزش‌ گذاری استارتاپ کمک می‌کند.

• ریسک استراتژی

بدون يک استراتژی معين، توانمندی یک تیم استارتاپی غير متمرکز و اغلب مسير درستی را طی نمي‌کند. بنابراين بنیانگذاران و سرمایه‌گذاران، مجبور هستند در روند ارزش گذاری استارتاپ مسير راهبردی و استراتژیک مشخصی داشته باشند.

جدول ریسک های ارزش گذاری استارتاپ ها

روش هزینه بازتاسیس (Cost-to-Duplicate)

روش هزینه بازتاسیس که از آن با عنوان هزینه جایگزینی نیز یاد می‌شود، روشی کمی برای تعیین ارزش استارتاپ است و می‌کوشد برخلاف سایر روش‌های ارزش‌گذاری که نگاهی مبتنی بر آینده دارند، ارزش وضعیت فعلی استارتاپ را محاسبه ‌کند. این روش به سرمایه‌گذار کمک می‌کند تا با درنظر داشتن احتمالات مختلف، هزینه‌های صرف شده در تعیین ارزش را تخمین بزند. روش هزینه بازتاسیس روش مناسبی برای خرید استارتاپ‌هایی که معمولا وضعیت خوبی از لحاظ ارزشمندی ندارند.

روش‌های ارزش گذاری استارتاپ مبتنی بر داده‌های کسب و کار

از میان روش‌های تعیین ارزش استارتاپ مبتنی بر داده‌های مالی، دو روش سرمایه‌گذاری خطرپذیر و روش جریان نقدی تنزیل شده از رایج‌ترین رویکردهای ارزیابی و تعیین ارزش استارتاپ ها است. در ادامه بیشتر به این دو روش می‌پردازیم.

• روش سرمایه‌ گذاری خطرپذیر (Venture Capital Method)

سرمایه‌گذاران برای تخمین سریع ارزش یک استارتاپ از این روش استفاده می‌کنند. این روش ارزش گذاری استارتاپ اغلب در مراحل اولیه یک کسب و کار، یعنی جایی که استارتاپ داده‌ها و منابع مالی مشخصی ندارد و در حال متناسب‌سازی محصول خود با بازار، طبق نیازهای مخاطبان هدف برای حرکت به سمت چشم‌انداز خود است، کاربرد دارد.

• روش جریان نقدی تنزیل‌ شده (DCF)

این روش یکی از محبوب‌ترین روش‌های ارزش‌‌ گذاری استارتاپ‌ ها است! روش جریان نقدی بر پیش‌بینی  جریان‌های نقدی آتی استارتاپ تمرکز می‌کند و نرخ بازده سرمایه‌گذاری را که «نرخ تنزیل» نامیده می‌شود، تخمین می‌زند. اینگونه مشخص می‌شود که ارزش یک استارتاپ چقدر است. این روش برای استارتاپ‌هایی مناسب است که در مراحل اولیه هستند و هنوز به درآمدزایی نرسیده‌اند. تجزیه و تحلیل‌های DCF نشان می‌دهد که با پیش‌بینی‌های درآمدی می‌توان ارزش یک استارتاپ در آینده را هم تعیین کرد.

روش جریان‌های نقدی بر دو گروه از افراد اعمال می‌شود دسته اول؛ بر تصمیمات سرمایه‌گذاران در شرکت‌ها مانند خرید یک شرکت یا خرید سهام، و دسته دوم؛ صاحبان مشاغل و مدیرانی که به دنبال تصمیم‌گیری در مورد بودجه‌بندی سرمایه یا هزینه‌های عملیاتی هستند.

روش‌های نسبی ارزش گذاری استارتاپ و مبتنی بر بازار

این روش‌ها زمانی کارامد و موثر می‌شود که استارتاپ به مرحله بلوغ رسیده باشد و بخشی از سهام بازار و رقبا را به خودش اختصاص داده باشد. در ادامه چند نمونه از روش‌های ارزش گذاری استارتاپ مبتنی بر بازار را بررسی می‌کنیم.

• ارزش‌ گذاری استارتاپ به روش نمونه کاوی تحلیلی (Analytical Bench-Marking Method)

این روش ارزش گذاری در دسته روش‌های مقایسه‌ای و نسبی قرار دارد. اساس این روش، هرچقدر استارتاپ شما منحصر به فرد هم باشد، باز هم می‌توان از استارتاپ‌های مشابه داخلی و خارجی برای ارزش‌گذاری بهره گرفت. در این روش با در نظر گرفتن چند ضریب تعدیل مثل ضریب اقتصادی، سیاسی، فناوری و تکنولوژی، ارزش‌ گذاری استارتاپ انجام می‌شود.

محاسبه سهام استارتاپ

نوام واسرمن، پروفسور بازرگانی هاروارد، که شیوه سرمایه‌گذاری بیش از 6000 استارتاپ را در طی 15 سال مطالعه کرده است، دریافت که بسیاری از تیم‌های استارتاپی حدودا یک روز یا کمتر را برای محاسبه سهام خود صرف می‌کنند و حدود ۶۵% استارتاپ‌ها نیز به دلیل ایجاد اختلاف بین موسسان شکست می‌خورند. بنابراین تعیین میزان مالکیت بنیان‌گذاران در یک استارتاپ موضوع مهمی است که هم موسسان و هم سرمایه‌گذاران باید به آن توجه داشته باشند. در تقسیم و محاسبه سهام استارتاپ پارامترهایی وجود دارد که مطابق آن‌ها تقسیم سهام صورت می‌گیرد. در ادامه مهمترین این پارامترها را بررسی می‌کنیم.

1) تجربه قبلی استارتاپ

تجارب قبلی بنیان گداران، تاثیر زیادی بر موفقیت استارتاپ فعلی دارد. بنیانگذارانی که قبلا تجربه راه اندازی کسب و کاری داشته‌اند؛ در هر یک از مراحل راه انداری کسب و کار، مثل توسعه محصول، فروش، مدیریت، اجرا و… شایسته دریافت سهام بیشتری هستند.

2) نوع فعالیت هر فرد

بهتر است قبل از تقسیم سهام بین اعضای یک استارتاپ، به سوالات مشخصی پاسخ بدهیم، سوالاتی از قبیل:

  • هر فرد چه ارزشی برای استارتاپ خلق می‌کند؟
  • ارزش مهارت‌های مختلف تیم‌ها چگونه تقسیم‌بندی می‌شود و اولویت با کدام مهارت است؟
  • افراد چگونه در موفقیت استارتاپ‌ها نقش دارند؟

علی‌رغم اینکه ایده اصلی استارتاپ از سمت چه کسی مطرح شده است، نقش هریک از اعضای تیم در ساخت محصول، درک نیاز و خواسته‌ی مشتری، مارکتینگ و فروش و هدایت تیم فنی در میزان سهام دریافتی آن‌ها تأثیرگذار است

3) میزان تعهد هر یک از بنیانگداران

از پارامترهای مهم تقسیم و محاسبه سهام این است که آیا بنیان‌گذاران به استارتاپ خود متعهد هستند یا خیر؟ در ابتدای کار، به دلیل کمبود پول و منابع، معمولاً برخی از بنیان‌گذاران برای استارتاپ بدون دستمزد به صورت تمام وقت کار می‌کنند. گروهی از بنیان‌گذاران نیز به صورت تمام وقت برای سازمانی دیگر کار می‌کنند و فقط زمان‌های آزاد خود را صرف امور مربوط به استارتاپ می‌کنند که البته مورد اول تعهد بیشتری نسبت به کسب و کار نوپای خود دارند. بنابراین در شرایط یکسان، افرادی که زمان بیشتری را صرف استارتاپ می‌کنند، نسبت به افرادی که به صورت پاره‌وقت در استارتاپ حضور دارند، سهام بیشتری دریافت خواهند کرد.

مکعب های چوبی کوچک در ارتباط با تعیین ارزش استارتاپ دایان

جمع بندی

وقتی که استارتاپ شما به مرحله‌ی جذب سرمایه رسید، نیاز دارید تا ارزش استارتاپ خود را تعیین کنید و با دانستن ارزش استارتاپ خود، با قدرت بیشتری در جلسات جذب سرمایه با سرمایه‌گذاران خطرپذیر شرکت کنید. برای ارزش گذاری استارتاپ ها روش‌های متعدد و متنوعی وجود دارد که هرکدام از آن‌ها بسته به شرایط کسب و کار تفاوت‌های کوچکی دارند.

با توجه به اهمیت بالای ارزش گذاری استارتاپ بهتر است برنامه‌ی دقیقی برای شروع فرآیند تعیین ارزش استارتاپ خود داشته باشید و یا از مراکزی مانند استارتاپ استودیوها که می‌توانند خدمات متعدد منتورینگ و سرمایه گذاری را فراهم کنند، کمک بگیرید.

سوالات متداول

دانستن ارزش استارتاپ به شما کمک می‌کند تا بهترین نتیجه را در جلسه مذاکره با سرمایه گذار و جذب سرمایه برای استارتاپ خود بدست بیاورید.

مهمترین روش‌های ارزش گذاری استارتاپ شامل مواردی چون جریان نقدی تنزیل شده، سرمایه گذاری خطر پذیر، هزینه بازتاسیس، نمونه کاوری تحلیلی و تجمیع عوامل ریسک می‌شود. 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *